یادداشتی درباره لزوم تدبیر برای حل مسئله اینترنت

از خیابان تا زندگی؛ صورت‌بندی یک قدرت زنده

کد خبر: 1397397

دشمن، پس از آنکه در میدان سخت به بن‌بست رسیده، اکنون در پی گشودن مسیرهایی ظریف‌تر است.

از خیابان تا زندگی؛ صورت‌بندی یک قدرت زنده

مصطفی صادقی: تجربه این شصت روز را باید به‌مثابه یک «رخداد» فهم کنیم؛ رخدادی که در آن، سه ساحتِ «میدان»، «دیپلماسی» و «خیابان» در نسبتی کم‌سابقه به هم پیوسته اند و صورت‌بندی تازه‌ای از قدرت را به نمایش گذاشته اند. در میدان، قدرت به‌مثابه امکان عینی تولید شد؛ در دیپلماسی، این امکان به زبان ترجمه و تثبیت گردید و در خیابان، این نسبت به رسمیت اجتماعی رسید. این همان لحظه‌ای است که قدرت، نه فقط اعمال بلکه فهمیده می‌شود.

اما هر نظمی، برای آنکه در زمان امتداد یابد، نیازمند پیوند با لایه‌ هایی عمیق‌تر است.

خیابان، در لحظه ظهور، صورتِ اراده جمعی است؛ اما در تداوم به زیست روزمره هم گره می‌خورد. همان سوژه‌ای که شب، در هیأت شهروندِ مسئول ظاهر می‌شود، صبح در مقام کنشگر اقتصادی با مسئله بقا و ثبات مواجه است. اگر این دو ساحت در امتداد یکدیگر دیده شوند، آنچه در شب به‌مثابه همبستگی شکل می‌گیرد در روز به سرمایه‌ای پایدار بدل می‌شود.سرمایه‌ای که نه فقط حفظ، بلکه بازتولید می‌شود.

نکته اساسی هم در جنگ دوازده روز و هم در جنگ اخیر ، توانایی بالای حاکمیت در حفظ بازار و کالاهای اساسی است . نکته ای که رشک دشمن را نیز برانگیخته است؛ یک تدبیر و توانایی تمام عیار سیستمی.

تقریبا می توان گفت که کالایی نبوده که در این دو جنگ نایاب شود و صفت کمبود را به خود بگیرد.

آنچه همه ما در پلتفرم جامعه در این دو جنگ فهم کرده ایم این است که اقتصاد در وضعیت تنش، از  تعادل فاصله می‌گیرد و این یک قاعده است نه یک اختلال. اما آنچه اهمیت دارد، نحوه مواجهه با این وضعیت است. جامعه‌ای که حقیقت را می‌شنود، حتی اگر سنگین باشد آن را به نیرویی برای تاب‌آوری تبدیل می‌کند.

 آنجا که مردم ثبات را در زندگی خود لمس کنند، همان‌جا قدرت، مشروعیت خود را تمدید می‌کند.

نکته اما این  است که دشمن، پس از آنکه در میدان سخت به بن‌بست رسیده، اکنون در پی گشودن مسیرهایی ظریف‌تر است. اما این مسیرها لزوماً از نقطه ضعف آغاز نمی‌شوند. در منطق جدید تقابل، گاه نقطه قوت هدف قرار می‌گیرد؛ همان جایی که انسجام شکل گرفته، همان‌جا که اعتماد در حال تثبیت است. تلاش برای تبدیل فشارهای طبیعی اقتصادی به تحریک اجتماعی، دقیقاً در همین چارچوب قابل فهم است: مداخله در پیوندی که می‌تواند به یک مزیت راهبردی تبدیل شود.

در این نقطه، مسئله‌ای که در ظاهر فنی است، به سطحی عمیق‌تر از قدرت و تدبیر پیوند می‌خورد: اینترنت.

اینترنت در پلتفرم امروز جامعه ما دیگر یک ابزار حاشیه‌ای نیست؛ بخشی از «زیست-قدرت» جامعه است. جایی که زندگی اقتصادی، ارتباطی و حتی هویتی، در آن جریان دارد. میلیون‌ها نفر، در این بستر، نه صرفاً حضور، بلکه حیات اقتصادی دارند. پویایی این فضا، می‌تواند امتداد همان اراده‌ای باشد که در خیابان شکل گرفت؛ نوعی بازتولید نرمِ همان همبستگی.

اینجا، مسئله مهمی مطرح می شود: اعتماد به جامعه.

اعتماد به مردمی که در لحظه بحران، خود را نشان داده‌اند، به معنای رهاسازی نیست؛ به معنای فهم دقیق‌تر از نسبت قدرت و جامعه است. همان مردمی که در خیابان، حامل معنا شدند، در این فضا نیز می‌توانند حامل ثبات باشنداگر این پیوند، به رسمیت شناخته شود. خیابان را باید در امتداد زندگی ببینیم. سیاست، آنجا به بلوغ می‌رسد که قدرت، تدبیر، مردم و معیشت در یک نسبت زنده و پویا به یکدیگر متصل شوند.

بازگشت اینترنت به مردم بخش مهمی از مشکلات اقتصادی مردم را حل خواهد کرد ؛ خیابان هم قدرت بیشتری خواهد یافت.

۰

دیدگاه تان را بنویسید