گزارش تحلیلی فردا درباره ترک تازه شیشه عمر ابوظبی
امارات؛ دولت-شرکتی که ژئوپلیتیک را نمی فهمد
دولت-شرکتی مثل امارات، بیش از آنکه بر خاک استوار باشد، بر اعتماد سرمایه ایستاده است.
گروه سیاست خارجی فردا : افشای سفر پنهانی نتانیاهو به ابوظبی را نمی توان فقط لو رفتن یک رفتوآمد محرمانه پنداشت بلکه این ماجرا شکافی است در نمای صیقلی سیاست امارات. آنچه سالها زیر زبان دیپلماسی، تجارت و «ثبات» پنهان شده بود، ناگهان از درزهای روایت بیرون زد: ابوظبی میخواست در معماری فشار علیه ایران سهم داشته باشد، اما نامش در فهرست شرکا دیده نشود.
خشم امارات از دفتر نتانیاهو، خشمِ بیگناهی متهم نیست؛ خشم بازیگری است که از برملا شدن نقش خود ترسیده است. حالا مسئله فقط ملاقات نیست؛ مسئله این است که امارات در میانه جنگ، میان دو تصویر گرفتار شده: تصویر رسمی دولت آرام، اقتصادی و میانجی و تصویر واقعی بازیگری که پشت درهای بسته با تلآویو، در هندسه تهدید علیه ایران جای میگیرد.
امارات سالها کوشیده خود را بهمثابه «دولت-شرکت» معرفی کند؛ کشوری که با برج، بندر، بانک، فرودگاه و نمایش ثبات معنا پیدا میکند. اما سیاست جهانی، بازار املاک دبی نیست که بتوان با نورپردازی، واقعیت را بازآرایی کرد. در لحظه بحران، ژئوپلیتیک از زیر شیشه و فولاد بیرون میآید و یادآوری میکند که امنیت، کالایی وارداتی نیست؛ نسبت میان جغرافیا، اراده و هزینه است.
اینجاست که خطای ابوظبی عمیقتر میشود. امارات خیال کرد میتواند با اسرائیل همنشین شود، از فناوری دفاعی آن بهره بگیرد، در شبکه فشار علیه ایران نقش بازی کند و همچنان در منطقه بهعنوان بازیگری محتاط و بیطرف شناخته شود. اما بیطرفی در روابط بینالملل، یک ادعا نیست؛ یک موقعیت است. هرگاه خاک، بندر، حریم یا تصمیم سیاسی یک کشور در خدمت پروژه فشار علیه ایران قرار بگیرد، آن کشور از حاشیه امن خارج شده است؛ حتی اگر هزار بیانیه تکذیب صادر کند.
عربستان و قطر این حقیقت را زودتر فهمیدند. آنان دریافتند که جنگ با ایران، فقط نبرد با یک توان نظامی نیست؛ مواجهه با وزنی تاریخی و ژئوپلیتیکی است که میتواند انرژی، سرمایه، بندر، آبشیرینکن، بیمه، تجارت و روان بازار را همزمان وارد مدار اضطراب کند. امارات اما هنوز گرفتار غرور تکنوکراتیک خویش است؛ همان غروری که میپندارد با قرارداد امنیتی و سامانه وارداتی میتوان از منطق قدرت گریخت.
واقعیت این است که قدرت را نمی توان فقط در شلیک و پدافند دید ؛ قدرت در شبکهها، جریانها، ترسها و عادتهای اقتصادی نیز جاری است. ایران دقیقاً در همین سطح معنا پیدا میکند. برای امارات، خطر فقط اصابت موشک نیست؛ لرزیدن تصویر امنیت هم هست. دولت-شرکتی مثل امارات، بیش از آنکه بر خاک استوار باشد، بر اعتماد سرمایه ایستاده است و اعتماد، از شیشه نازکتر است.
ابوظبی در جنگ اخیر فهمید، یا باید بفهمد، که شراکت پنهان با اسرائیل سپر نمیسازد؛ هزینه میسازد. در خلیج فارس، قدرت را ارتفاع برجها تعیین نمیکند؛ عمق تاریخ، جغرافیا و توان پاسخ تعیین میکند. امارات اگر این درس را نفهمد، هر افشاگری تازه، فقط یک خبر نخواهد بود؛ ترک تازهای بر شیشه عمر سیاسی آن خواهد انداخت.
دیدگاه تان را بنویسید